صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS رزا جمالی Rosa Jamali English   Swedish     Dutch   Italian   French   German   Bangla   Turkish   Esperanto   Kurdish   Spanish   Arabic   Russian   Portuguese   Greek
مکاتبه کنید rosa_jamali@yahoo.com
نشر چشمه منتشر کرد:

در شرق
مروری بر کتاب " این ساعت شنی که به خواب رفته است" در روزنامه ی شرق
مجموعه‌شعر «اين ساعت شني كه به خواب رفته است» نه‌تنها هيچ عقب‌گردي در شعر جمالي نيست، كه خلاصي شعر او از درک‌نادرست نظريه براهني و رهاشدن از سيطره آن اتمسفر انتقادي است. شعر‌هاي اين كتاب آن جست‌وخيز‌هاي انشايي را كنار گذاشته و يك‌سره بر منطق بازنمايانه خويش وفادار مانده است. آنچه در مجموعه «براي ادامه اين ماجراي پليسي قهوه‌اي دم كرده‌ام...» آغاز شده بود و در روي‌گرداني از آن داداييسم خام كتاب‌هاي قبلي و نيز حركت به سوي منطق روايي شعر «پيشا-موخره‌اي» به چشم مي‌آمد، در مجموعه اخير به سرانجام رسيده و شعر رزا جمالي تماما بر آنچه واقعا «هست» منطبق شده است؛ پرسشي كه باقي مي‌ماند اما، دقيقا هستي‌شناسي شعر جمالي است؛ ماهيت شعر او چيست و كجاي جغرافياي تاريخي شعر مدرن فارسي قرار مي‌گيرد؟ «بازگشت به اصل خويشي» كه در شعرهاي او به وقوع پيوسته و به اين ترتيب بدفهمي‌هاي عام درباره رزا جمالي را از بين برده، چه گشايشي در نقادي شعرهاي او ايجاد مي‌كند؟ آيا «اصل» شعر او، اساسا داراي «اصالت» است؟ يا بهتر: بازگشت به آنچه واقعا «هست»، اهميتي انتقادي براي شعر او توليد مي‌كند؟ مطلقا چنين نيست؛ آنچه كنار گذاشته شده، تنها شمايل‌زد‌گي شعرهاي پيشين است: زلال‌شدن شمايل. با اين همه، انديشيدن به اين پرسش‌ها خود جستار ديگري است.
مطلب کامل

اين ساعتِ شني كه به خواب رفته است...
(مجموعه شعر)
اسب هایی ست که بی وقفه در خونم می خوانند
آن اسب ها که یاران خونی منند
این شکل ها به شعاع آن منحنی بسته اند
درخت ساکنی ست
که بر اشکوبه ها ریشه کرده است.
مطلب کامل

A Moving Picture of Tehran /A Review on Granaz Moussavi's My Tehran for Sale
Unlike many other Iranian award-winning movies favoured by western festivals, exploring either the rural life , illiteracy, tribal conflicts or poverty, Granaz Moussavi's "My Tehran for Sale" is a unique tale revealing all the secrets and mysteries hidden behind the scene and it can be taken as a genuine and unswerving picture of this tumultuous, contradictory and hectic lifestyle in Tehran conflicting the traditions of the past and the principles imposed by the authorities.
مطلب کامل

Chesslike City, Tehran
You see the city in my vessels fast asleep
Like the obscure web over my brain
Destroyed some fragments of my memory
...
مطلب کامل

زنداني دره ي يمگان (بخشي از يك رمان)
بحر الابيضم من ... بحرالابيض .. كه به باد بپيچد به دامنم ... بحرالابيضم من .. بحرالابيض!"
به كجاي اين سرزمين دلبسته اي ، صفورا؟ اين شهر كه تمام سوخته است!
ايستاده بود و دامنش پهناي بحرالابيض را پوشانده بود، به كدام سمت بروم ؟به كدام سو ؟ اينجا آبي ست به وسعت زمين تا چشم كار مي كند گوش تا گوش و من قطب نماي اين دريايم ... هر سو به جانبي از جهان نهاده است كه از قلب من امتداد مي يافت.. . اينجا بحر الابيض است.
مطلب کامل

سايه
صحنه : يك اتاق ، يك ميز و پشتِ آن پنجره اي چاهارچوب . رويِ ميز چند برگ روزنامه ، يك كارد، يك تنگ ، يك ليوان و دو صندلي . يك سطلِ كوچكِ آشغال در گوشه ي پايينِ پنجره قرار دارد. در اطرافِ آن گوني اي پر از سيب زميني ، يك ميزِ كشو دار و اثاثيه ي ضروري . يك آيينه ي قدي روي ديوار است.نوري نيم تاريك . دو زن كه كاملا شبيه هم هستند، هردو پيراهني بلند و سياه پوشيده اند و موهايشان را در مقنعه اي داخلِ لباسشان پنهان كرده اند. درابتدايِ نمايش صدايِ همهمه ي آدم ها شنيده مي شود كه به تدريج مي خوابد.زنِ اول از امتدادِ راستِ صحنه وارد مي شود، به حالتِ ترساني سعي مي كند خودش را لايِ پرده پنهان كند، وقتي مطمئن مي شود كسي در اطاق نيست ، شروع به وارسيِ اثاثيه ي اطاق مي كند؛ توجه اش به روزنامه ي روي ميز جلب مي شود:

زن اول ( از روي ِ روزنامه مي خواند ) پليس تا بحال ياز ده زن را كه چهره اي شبيبه به قاتل داشته اند ، دستگير كرده است ( سطرهايِ پايين تر را با چشم ، سريع و در دلش مي خواند ) بايد اينو يه جايي قايم كنم (با عجله صفحه ي دومِ روزنامه را باز مي كند ) شبيه ِ منه( روزنامه را مچاله مي كند و در سطلِ آشغالِ گوشه ي اتاق مي اندازد ، سعي مي كند متعادل باشد، به جستجويِ چيزي رويِ ميز مي گردد،اتاق را مي كاود.) ... ام......امروز چند شنبه س؟........ تاريخِ روزنامه يكشنبه س.... يكشنبه د ومِ آذر 1386... خب امروز سه شنبه س... شايد تا امروز قاتل پيدا شده ؟ ..... حتما پيدا شده ...... اينجا چقد تاريكه.....
مطلب کامل

دريانوردي به سمتِ بيزانس
ويليام باتلر ييتس( گزينه اي از شعرها) به ترجمه ي رزا جمالي
اينجا سرزميني برايِ مردي پير نيست
جوانان در كنار هم اند
و پرندگاني در درختان
نسلي رو به مرگ
در آوازهايش
قزل آلايي كه به زمين مي افتد ، درياهايي پر از گور ماهي ها
گوشتي از ماهي يا ماكيان در تمام طول تابستان حكمراني مي كند
آنچه به فرزندي پذيرفته شده است به دنيا مي آيد و مي ميرد
تمام آنچه كه در آن موسيقي شهواني نهفته است ، غفلت است
بنايي تاريخي از خِرَدي بي زمان.
مطلب کامل

The House of Edrisis/Ghazaleh Alizadeh
Translated by Rosa Jamali
The turn-out of a turbulence in a household is not all in a sudden, in the wooden cracks , on the sheets , throughout the hatchways and in the folds of curtains ; the dust covers everywhere longing for the wind releasing the scattered constituents of a lurking- place
مطلب کامل



ببينيد:
 دريافت كتاب ها ( نسخه ي pdf)
[ آرشيو ]
شما مي توانيد در زمينه ي نقد ادبي و ترجمه ي غير انگليسي با اين سايت همكاري داشته باشيد.