هر چه شماره كني بي فايده است؛ اين صندليِ كهنه بويِ درياهايِ قديمي گرفته است از هر طرف؛ از بس،
شناور است از اعماق تا سطح ....
متناوبم من
قطعه هاي كوچكم
دربدري هايِ...
طفلكم!
اين مجلسِ دومي ست كه از آخر كم آمده است
گرچه شمارشِ تو ضعيف است
اما آستين هاي من تر است
و سر انگشتهام
خشكِ خشك.
رو به اين ناخن هاي چكيده از
خيسي...
رو به اين ناخن هايِ كشيده از
دندان درد...
يخ كرده ام
ترقه هايِ چاهارشنبه شكسته
هيزم هايِ هوا
خيسي خورده
و من تكرار مي شوم
تكرار مي شوم
تكرار مي شوم هي
به تناوب.
***
ادامه ي اين شعر هم كوپه ايست از قطارهايِ بي سوتِ عالم
چطور خبرم مي كني؟
اي قطبِ نا ممكن از يك قسمت از زمين
شن هاي من داغتر است
تعبير توام
هر چند دست و پا شكسته
بر جدارِآهكي ام نقش سد
تخم مرغي گنگ!
بشمار.-
ادامه دارد...
از مجموعه ي " دهن كجي به تو"