صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS رزا جمالی Rosa Jamali English   Swedish     Dutch   Italian   French   German   Bangla   Turkish   Esperanto

تعداد عناوين: 13    فهرست به ترتيب تازگی     فهرست به ترتيب الفبايی

تحليلي بر شعر " بمبارانِ شيميايي اين دايره ممنوع است "
داوود افتخار
مروری بر بند آغازین شعر نشان می دهد که شاعر چگونه اضطراب کنونی خود را در ارجاعی به لحظه ی تولد و انقطاع از زهدان ریشه یابی می کند. او از "جراحتی" حرف می زند و بلافاصله در سطر بعد اشاره می کند که "رگش را در هزاره ی قبلی زده اند". در ادامه با "چرخشی معکوس" در زمان "تا سراشیبی دلهره اش"، "تا رحم مادر" عقب می رود و می گوید: "همین جاست / تاریخ سقط جنین". و این لحظه ایست که "زندگی اش تکه تکه بر آب افتاده". بنابراین شاید بتوان گفت که "سقط جنین" ناخودآگاه به عنوان تعبیری منفی از تولد بکار رفته، همچنان که "بریدن رگ"، در این بستر، بریدن بند ناف را به ذهن می آورد. اما از طرفی اگر تولد بمعنای انقطاع از زهدان وقرار گرفتن در معرض مرگ باشد، ایهام هر دو تعبیر همزمان به تولد و مرگ قابل فهم است. و در این راستا "پوست کندن" را هم شاید بتوان اشاره ای محو به جدایی جنین از امنیت محفظه ی زهدان دانست. و گویی در جریان سیال ذهن شاعر "سقط"، "افتادن"، "تکه تکه شدن"، و "کنده شدن" از پی هم تداعی شده اند.
مطلب کامل

نگاهي به شعر " باد ملايمي ست مردي كه از جانب دريا مي آيد "
عارف رمضاني
اما استراتژي اين شعر برقراري آزادي در متن است. در شعر براي كلمات ارزش گذاري يكسان صورت گرفته و كلمه اي از كلمه ي ديگر بهره كشي نمي كند.با تشبيه سازي موازي،همزمان چند واژه هم« مشبه»هستند و هم براي يكديگر« مشبه به».همزمان هم خودشان هستند و هم استعاره ي ديگري.به بياني ديگر مي توان گفت اينجا هيچ چيز مطلقن فقط خودش نيست ،ديگري هم هست.در واقع آنچنان كه «سوزان لانگر» مي گويد هر واژه وارد نسبت‌های استعاری با دیگر واژه ها یا نماد‌ها مي شود
مطلب کامل

ساختار شكني زنانه/ نگاهی به مجموعه "براي ادامه ي اين ماجراي پليسي قهوه اي دم كرده ام"
آزاده دواچي
لحظه تولد چرا عجیب است ؟ چرا می کوشد تا تولد خود را عجیب جلوه دهد ؟ چرا شاعر ترجیح می دهد گه پیچیده صحبت کند و پاسخ همه اینها می تواند بیانگر هدف شاعر برای به کار بردن این نوع از واژه ها باشد . شکستن قوالب سنتی و عرفهای رایج هم از دیگر خصوصیات زبانی وی می باشد وی به تمامی نشانه های مذکر خصوصیات مؤنث می دهد . شاعر با آوردن ایماژهای قوی و تصاویر انتزاعی سعی در برهم زدن نظم شعر و به وجود آوردن نوعی نگاه جدید در شعر می شود.
مطلب کامل

فضاهايي فراواقعي و سورئال ( نگاهي به مجموعه ي " اين مرده سيب نيست يا خيار است يا گلابي" )
رضا عامري
اشياء نه آنگونه كه شناخته شده و مالوفند و نشانه هاي تصويري گمگشته – به نشانه ي قرنِ گمگشتگيِ نشانه ها – كه شگردِ كليِ شاعر و رابطه ي ادراكِ حسي او با اشياء است .
مطلب کامل

نوستالژي از دست رفتنِ هويتِ اشياء ( نقدي بر مجموعه ي" اين مرده سيب نيست يا خيار است يا گلابي")
فريبا صديقيم
بعد از اين خوانش ، اين سوال پيش مي آيد كه متفاوت بودنِ شكل اثر اعم از واپاشي و مركز زدايي از شعر و نداشتنِ روالي منطقي و خطي به ضدِ ساختاري يكدست ، آيا ما را به نوعِ ديگري از زيبايي شناسي شعري در محيطي پسامدرن دعوت نمي كند؟
مطلب کامل

نگاهي به شعر" مثل راهبه اي كه در به رويِ تمامِ جهان بسته است"
داوود افتخار
بسامد رخداد چنين چينش هاي آوايي بهت آوري را در اين شعر كوتاه نبايد به تصادف محض نسبت داد و نيز نبايد تماما محاسبه شده از جانب شاعر دانست بلكه بايد پذيرفت كه فرايندي زبانشناختي و نيمه خودآگاه كه وجه مشخصه ي كاركرد متفاوت ذهن شاعر است در لحظه ي سرايش منجر به بروز چنين الگوهاي منظم گوشنوازي گرديده است كه البته متابعت مطلق شان از سير معنا در شعر بواسطه ي تاثير روانشناختي-اكوستيك شان بر شنوايي خواننده بعضا محل بحث است.
مطلب کامل

خوانشي از شعر " فرض كن بر اينكه اجتناب ناپذيرم!"
داوود افتخار
ترجيح دادم در خوانشم از شعر همان رويه اي را در پيش بگيرم كه ولاديمير ناباكوف در تفسير مسخ كافكا اتخاذ مي نمايد. او در تحليلش از شاهكار كافكا هيچ نتيجه گيري خاصي، حتي در انتها، نمي كند بلكه تنها فرازها، المان ها، و تابلوهايي را كه مبهم يا تفكر برانگيزند و به نظر تكرارشده يا تاكيد شده مي آيند و نيز اينهماني هاي مستتر فصل هاي داستان را برميشمارد.
مطلب کامل

خوانشي اساطيري از شعر "تهران در بغلم "
داوود افتخار
گاو پيري كه زوزه مي كشد گاو گرينيكاي پيكاسو را تداعي مي كند كه از قضا پشت زني كه كودك مرده اش را در بغل دارد و مويه مي كند تصوير شده است. شگفت آنكه آنجا هم شايد بشود گفت كه گاو دارد تنش را به موهاي زن مي مالد. و شگفت تر آنكه پيكاسو هم گرينيكا را در واكنش به ويراني شهري كشيد. جز اين، تشبيه شهر تهران به ماده گاو، اسطوره ي يوناني Europa را به ذهن مي آورد...
مطلب کامل

لابراتوار يك ذهن ( نگاهي به شعرِ اتاقِ تاريك )
داوود افتخار
اين خاتمه در نظر من زيباترين تصوير شعر ست كه لابراتوار سرد و كم نوري كه فرايند تبلور در آن صورت گرفته را به ذهن مي آورد. تبلور شامل جذب آب مي شود و طبيعي است كه در انتها اندكي آب (عامل زايندگي) ته ليوان مانده است. ليوان (كه لابد شفاف است) و ظرف ها همانطور كه اشاره كردم استعاره از ذهن شاعرند كه محل خلاقيت است. وجه جادويي اين تشبيه اين است كه ذرات ناپيدا و محلول بصورت بلورهاي سخت (ماندگار)، زيبا، و شفاف و درخشان مجتمع ميشوند، درست مثل كلمات در شكل گيري متن. و مسئله در خور توجه آنست كه قرارگيري ذرات در بلور واجد نظم رياضي است و اين استعاره از وحدت ارگانيك organic unity در اثر هنري است. بند آخر افتادن پرده بر نمايش جادويي تبلور شعر در لابراتوار ذهن ست –ظرف روح خالي ست و بلور شعر در تاريكي تلالو دارد.
مطلب کامل

از خلالِ نقدها
چیزی که در رزا جمالی جالب به نظرمی رسد و نمی توان در شعرهای بسیاری از مردان اين دهه نیز پیدا کرد، گستردگی دایره ی واژگانی این شاعر است. ذهنیت او از این لحاظ فوق العاده عمل کرده و کتاب هایش تبدیل به نوعی دایرة المعارف واژگان شعری رزا جمالی شده است ، و جالب است که با جرئت و شهامتی مثال زدنی از واژگان استفاده می کند. ضمنا اگرچه ترکیب های انتزاعی به اثارش ضربه می زند ، اما وی از معدود شاعران دهه ی هفتاد است که از این طریق بسیار کلمه سازی کرده است. موضوعی که هیچکس به ان توجهی نمی کند.
مطلب کامل

اصول متضاد ( مروري بر آثار رزا جمالي)
هادي محيط
يكي از اتفاقاتي كه به طور خاص در شعر رزا جمالي و به طور عام در شعر دهه ي هفتاد افتاد، رويكردي بود كه به حضور معنا در زبان پديد آمد . نظرگاه عمومي شاعران اين دهه كه بعضا منبعث از تئوري هاي انديشمندان غربي بود، بر اين باور استوار است كه زبان نه همچون محمل و مركب بيان معنا، بلكه خود احضار كننده و توليد كننده معنا يا معناهايي مي باشد." آنها معتقد هستند كه معنا در زبان تحقق مي يابد نه به وسيله ي زبان" از اين رو آن گرايشات و آن شيوه اي كه در شعر قبل از اين دهه وجود داشت را به باد انتقاد گرفتند و با نوع اثري كه آفريدند در پي تحقق به افكار و رويكردهاي نوين خود بر آمدند.
مطلب کامل

آفرينش شعر از سطرهايي متوسط ( نگاهي به شعرِ زواياي اين قاب )
علي مسعودي نيا
در « زواياي اين قاب» نشانه هايي از تجربه گرايي او به چشم مي خورد.اين شعر هم از نظر ظاهري و هم از نظر اجرايي و زباني ، در ميان كارهاي جمالي ، يك شعر متفاوت است به عقيده ي من.شعري اپيزوديك با كات هايي ملايم و نزديك به ديزالو ، مضموني با بن مايه ي نوستالژي و اندوه كه به زباني بسيار ساده تر و بي گره تر از آنچه شعر رزا جمالي را خاص كرده بود ، سروده شده است ، و مي كوشد با گزاره هايي ساده به نوعي خطابه ي ذهني- فلسفي برسد.
مطلب کامل

شعر تلاشي ( نگاهي به شعر بلند براي ادامه ي اين ماجراي پليسي قهوه اي دم كرده ام...)
رضا عامري
اما تراژدي؟ ترازدي بدون تن دادن به پاروديهاي بازي امروز متن، نمي تواند حيات داشته باشد و همين دغدغه ، شاعر را به سويه هاي هندسه اي ديگر مي برد و يار او در اين مهندسي، زبانِ پارادوكس هاست. زباني كخ گرچه ادامه ي همان زبان هميشگي ست اما اينجا به سطح حادثه و نوشته هاي ديگر اكتفا نمي شود . زباني پارادوكسيكال كه دروني شده است.
مطلب کامل